
پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد:
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند
پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانک جهاني است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است
بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم!
پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد
و معامله به اين ترتيب انجام مي شود ................
نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد
چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزينيد!
هاجر نويدي دختري روستايي بود که بر اثر بيماري ساده سرماخوردگي و تنها به سبب ناتواني مالي براي تهيه دارو از دنيا رفت. آنموقع پزشک مصاحبه شونده به روحالله بهرامي، خبرنگار ابرار، گفته بود: مرگ در روستاي قلعهرئيسي (از توابع کهکيلويه)، ارزش خبري ندارد! و آنها همين را تيتر کردند.
ما کار خودمان را کرديم
ما دو صفحه روزنامه، از مرگ عجيب تو نوشتيم
و سخنگوي اصلاحات، به خبرنگارمان خنديد (1)
ما خبر مرگت را در روزنامه تيتر يک کرديم (2)
"مرگ در اثر سرماخوردگي"
اما بايد آدمفضاييها
با اسلحههاي عجيب تو را هدف ميگرفتند
تا ما هم
از دوربين تفنگ آنها
تو را در تلويزيونها و پايگاههاي اينترنتي ميديديم
بايد صاعقهاي از آسمان ميآمد
و در آتشي سبز ميسوختي
تا به چشم بيايي
يا دست کم بايد زيباتر ميبودي
و در حين بازگشت از کلاس موسيقي
با گلولهاي مشکوک کشته ميشدي
خواهرم هاجر نويدي
روستازاده جوانمرگ به تير 1381
خواهرانم، برادرانم
درگذشتگان به تاريخ اين خاک سرخ
بايد مثل خواهرم ندا به خرداد 1388 ميمرديد
تا به چشم ميآمديد!
شايد به احترامتان يک دقيقه سکوت ميکردند!
(1) عبدالله رمضانزاده؛ سخنگوي دولت وقت
(2) روزنامه ابرار
راجع به ازدواج ابليس كه چه موقع بوده ، و با چه كسى ازدواج نموده و همسر او چگونه پيدا شده و دختر چه كسى است ؟ دو قول نقل شده :
مجمع البحرين در لغت شيطان مى نويسد: وقتى خداوند متعال ، اراده كرد كه براى ابليس همسر و نسلى قرار دهد غضب را بر وى مستولى ساخت و از غضب او تكه آتشى پيدا شد، از آن آتش براى او همسرى آفريد.(52)
در نقل ديگرى آمده : ابليس - كه اسم اولى او عزازيل است - از همان اوان جوانى ، در ميان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسيد. وقتى تصميم به ازدواج گرفت ، با دختر (روحا) به اسم (لهبا) كه آن هم از طايفه جن بود، ازدواج نمود. بعد از آن كه ايشان با هم ازدواج كردند، فرزندان زيادى از آن ملعون به وجود آمد كه از شمارش به طورى كه زمين از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ، خدا را ستايش نمودند. در ميان ايشان عبادت و بندگى خود ابليس از همه آنان بيشتر بود. از همين جهت ، بعد از آن كه خداوند اختلاف و خون ريزى را در ميان طايفه جن و نسناس (طايفه اى به جاى انسان فعلى بودند) ديد، هر دو طايفه را هلاك كرد، و از ميان آن طايفه فقط ابليس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتى در ميان ملائكه ، خدا را عبادت كرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پيش رفت و با ملائكه هر آسمان خدا را ستايش كرد تا وقتى كه خداوند آدم عليه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپيچى كرد و رانده شد.(53)
پس زن و فرزندان او هم جزء هلاك شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم كه احتياج به زن نداشت ، بعد از بيرون آمدن از بهشت هم ، زنى براى او به وجود نيامد.
ملاصدرا می گوید :
خداوند بينهايت است و لامكان و بي زمان
اما به قدر فهم تو كوچك ميشود
و به قدر نياز تو فرود ميآيد، و به قدر آرزوي تو گسترده ميشود،
و به قدر ايمان تو كارگشا ميشود،
مواضع برخي از سياسيون بعد از شنیدن خبر ظهور اينگونه پيش بيني مي شود:
اگر حضرت مهدي سلام الله عليه همين فردا ظهور كند
اوباما:
حالا كه كار به اينجا رسيده، ما اصلاً با مسائل داخلي مسلمانان كاري نداريم. اما يك بسته پيشنهادي براي ايشان فرستادهايم كه اگر ظرف مدت 48 ساعت پاسخ مثبت ندهد، دايرهي تحريم اقتصادي را تنگتر ميكنيم. كاري ميكنيم كه نه تنها هواپيما و بنزين ندهند، بلكه كشورهاي هم پيمان حتي دارو و كره و پنير هم نفروشند.
نتانياهو:
شايد به مكه، قم و جمكران حمله هوايي كنيم و يا اصلاً حمله اتمي داشته باشيم.
صدر اعظم آلمان:
مواضع وي نسبت به هلوكاست براي ما روشن نيست.
منتظري (در پاسخ به استفتاء برخي از كساني كه نميخواهند نامشان فاش شود. به نقل از بيبيسي):
حمايت و اطاعت از كسي كه هنوز عدالتش به اثبات نرسيده است صورت شرعي ندارد.
صانعي: گوش كردن به اخبار مربوط به ظهور حضرت حرام است!
خاتمي (در جمع عدهاي از زنان و دختران):
مسلمانان و شيعيان نبايد در طرفداري از آن حضرت افراط كنند! دين اگر مقابل آزادي بايستد، محكوم به شكست است. (كف و صوت حضار)
خاتمي در نشست با شخصيتهاي مسيحي و يهودي:
ما اصلاً با ظهور ايشان كاري نداريم. تاريخ نشان داده كه با زور كاري حل نميشود. ما سعي ميكنيم با گفتمان مسائلمان را حل كنيم.
خاتمي در مصاحبه مطبوعاتي:
اصلاحات با امام زمان يا بي امام زمان راه خودش را ميرود و چار چوبهايش هم مشخص است. ما ميگوييم قانون. اصلاً امام زمان هم بايد قانون گرا باشد.
موسوي پس از گذشت سالها از ظهور، پست سر گذاشتن جنگها و ايام آغازين استقرار حكومت جهاني:
قبلاً اگر چيزي از امام زمان يا انتظار يا ظهور چيزي نميگفتم، چون احساس خطر نميكردم. اما الان با اين چيزي كه اتفاق افتاده احساس خطر كردم!
موسوي در گفتگو با اعضاي ستاد:
اتفاقاً قبلاً هم در چكسلواكي يك نفر كه سالها نقاشي ميكرد قيام كرد و رئيس جمهور شد. پس چه اشكالي دارد كه من بيايم.
موسوي در گفتگوي تلويزيوني:
اين كه ميگويند ايشان ظهور كرده دروغ است. اين كه ميگويند مردم فوج فوج به ايشان ميپيوندند دروغ است. اين كه آمار ميدهند حكومتهاي جور يكي بعد از ديگري سقوط كردهاند دروغ است. اصلاً جز آن چه من ميگويم هر كه هر چي ميگويد دروغ است.
موسوي در جمع طرفداران:
به من ميگويند تو امام زمان و نمايندههاي ايشان و حكومتهاي منصوب و واليان ايشان و حتي سپاه و لشكريان ايشان را قبول نداري! اصلاً اين گونه نيست. اتفاقاً من قبل از همه شما و حتي از بچهگي اينها را قبول داشتم. ولي ما آن نمايندهاي را قبول داريم كه به حرف ما گوش كند. آن حكومتهاي منصوب را قبول داريم كه خودمان رئيساش باشيم. آن واليان را قبول داريم كه در انتصاب آنها از ما نظر خواسته باشند و آن دسته از سپاه و لشكر امام را قبول داريم كه حرمت دشمنان امام را مانند ناموس خود محافظت كنند و اساساً آن امام زماني را قبول داريم كه ما را به رسميت و رياست بشناسد.
كروبي:
من از كسي ترسي ندارم. همين كه امروز صبح اين خبر را شنيدم 50 يا 60 تا نامه به ايشان نوشتم و به بقيه هم رونوشت فرستادم. چطور شد تا ديشب طبق آخرين اخباري كه من داشتم ايشان ظهور نكرده بود، من خوابم برد، صبح كه بيدار شدم گفتند: آقا ورق برگشته و امام زمان ظهور كرده است؟!
دفتر كروبي:
جناب آيت ا... كروبي (ادام ا... ظله العالي) در تجمع دشمنان امام زمان (ع) حضور عمدي نداشتهاند، بلكه با تاكسي از آنجا عبور ميكرد كه در ترافيك گير كردند. عدهاي با زيارت ايشان او را از تاكسي پياده كردند و از او خواستند كه برايشان حرف بزنند و ايشان نيز حضار را نصيحت كرد كه صبر و تأمل داشته باشند تا ببينيم چه ميشود؟
هاشمي در يك مصاحبه مطبوعاتي به هنگام ظهور:
خبرنگار: ميگويند شما آن طور كه بايد و از شما انتظار ميرفت ايشان را قبول نداريد؟!
هاشمي: اصلاًً اين طور نيست. اتفاقاً ايشان هنوز نيامده بود و در غيبت بود كه ما خودمان ايشان را به مردم معرفي كرديم. ما گفتيم در شرايط فعلي ايشان بايد امام باشند. الآن هم كه بقيه نگاه ميكنيم ميبينيم اتفاقاً انتخاب درستي كرده بوديم و به موقع ايشان را در اذهان عمومي آورديم و مطرح كرديم. من و امام زمان لازم و ملزوم هم ديگر هستيم.
هاشمي در يك نامه بدون سلام بعد از خروج و انقلاب:
اگر به بزرگان اين نظام مانند فرزندان من آسيبي برسد و يا اهانتي شود، ممكن است من باز هم دندان روي جگر بگذارم و حرفي نزنم، اما ديگ جوشان سينههاي معترضين ميتركد و محتواي آن به خيابانها ميريزد.
هاشمي در كوران انقلاب و درگيريهاي آخر الزمان:
بالاخره ما خودمان گفتيم اسلام و امام زمان. اما براي برون رفت از اين بحران چند پيشنهاد دارم كه برخي از دوستانم در تشخيص مصلحت نيز آنها را تأييد كردهاند. (به حالت بغض و گريه) اولين شرط برون رفت از اين بحران، آزادي همهي اون افرادي است كه گناهي جز انكار حضرت نداشتند و براي احقاق حقشان بسيار آرام به خيابانها آمده بودند.
هاشمي در خطبهي نماز:
از پيامبر حديث داريم كه به حضرت علي (ع) فرمود: اگر مردم تو را خواستند خدمت كن و اگر نخواستند برو و در خانه بنشين. حالا بالاخره ايشان آمدند و كارها را مديريت ميكنند. بقيه هم نظرياتي دارند و كار خودشان را ميكنند و البته مردم هم در آخر نظر خودشان را خواهند داد.
ناطق نوري:
اميدوارم ايشان بتوانند اعتماد از دست رفته در ميان مردم را دوباره جمع كنند.
فائزه:
اگر خاتمي در 18 تير و موسوي در 22 خرداد بي عرضگي نميكردند، ما همان موقع كار را تمام ميكرديم و به اينجا نميكشيد.
مهاجراني در لندن و مصاحبه با بيبيسي:
اين امام زمان با آن امام زماني كه ما ميشناخيتم زمين تا آسمان متفاوت است. ايشان بايد در برخورد با منكرين، ظالمين و مستكبرين جهان دو اصل مهم «تسامح» و «تساهل» را سر لوحه اقدامات خود قرار دهند. بعيد نيست اگر دست به شمشير ببرند مثل اجدادشان كشته شوند.
سروش:
امام زمان شدن نتيجهي سير طبيعي عرفا است. هر كسي ميتواند امام زمان بشود. در واقع تلاش عرفا در شكلگيري اصل دين و امامت نقش آفرينشي دارد. اين كه ميبينيد امام زمان يك جا رئوف است و يك جا غضبناك، چون او هم مثل بقيه است. الزامي ندارد كه بيان ايشان بيان خداوند باشد، بلكه خداوند مضمون منظورش را به ايشان رسانده و صورت آن را خود ايشان ميسازد و ... .
حجاريان، امينزاده، تاجزاده و ... در ستاد برنامهريزي:
در ميان مردم شايع كنيد كه چون امام زمان مدعي حكومت اسلامي شده است، معلوم است كه طرفدار مصباح است. مصباح هم ميگفت: حكومت اصالت دارد نه جمهوري. شايع كنيد اينها همه با جمهوريت مخالف هستند. شايع كنيد كه ايشان ميخواهد حكومت منطقهاي از جهان را به مصباح بسپارد.
عطريانفر:
ما به عنوان نخبگان موظفيم كه حرف بزنيم. درست است كه ما سوپاپهاي نظام مهدويت هستيم و البته گاهي هم ريپ ميزنيم، خوب امام زمان ريپ ما را تنظيم كند. مگر او براي اصلاح جامعه نيامده است؟ البته ايشان بايد توجه داشته باشند و عنايت كنند كه چه اتفاقي افتاد كه ما نخبگان ريپ زديم؟!
ابطحي:
يك سوي شجاعت اين است كه عدهاي به سوي حضرت بشتابند، اما يك سوي ديگر شجاعت اين است كه ما با شجاعت تمام اقرار كنيم كه هيچگاه ايشان را نشناختيم و در راهش هيچ قدم مثبتي بر نداشتيم. و البته طبيعي است اگر دادگاه بگويد اين بيمعرفتي ما و كارهايي كه كرديم گاهي هم به نفع دشمنان ايشان بود و زمينه را براي تأخير ظهور مساعد ميكرد.
بهزاد نبوي:
من در جلسه خصوصي گفتم كه بالاخره چارهاي از قبول ايشان نيست. اما چون نميخواهم به خاتمي، موسوي و بقيه بر و بچهها خيانت كنم، حاضر نيستم علني بگويم.
برخي از روحانيون به اصطلاح مبارز:
ما شاگردان امام خميني (ره) و پويندگان راه ايشان هستيم. همان طور كه هيچ كس حق نداشت به خاطر مخالفت با ولي فقيه به ما انگ ضد ولايت فقيه بزند، امروز نيز هيچ كس حق ندارد به خاطر مخالفت با شخص حضرت مهدي، به ما بر چسب ضد امام يا ضد ولايت بزند. ما اصل امامت را قبول داريم و اساساً اين فقط ما هستيم كه ميفهميم امامت و ولايت يعني چه؟ اما امام و صاحب ولايت كيست و چه حد و حدود و حقوقي دارد؟ يك بحث ديگري است.
كواكبيان به نمايندگي از فراكسيون اقليت در مجلس:
خبرنگار: گمان ميكنيد شخص امام زمان (ع) در تعيين حكام، نايبان، واليان، نمايندگان و ... از سوي مجلس با مشكل مواجه شوند و روزهاي سختي در پيش داشته باشند؟
كواكبيان (با همان خندهي مسخره): حتماً – حتماً، شك نكنيد. ايشان حتي يك نشست تخصصي هم با ما نگذاشتند و اصلاً از ما نظر نخواستند. معلوم است كه روزهاي سختي در پيش دارند و از سوي مجلس با مشكل مواجه خواهند شد. حالا ببينيم چه كساني را معرفي ميكنند. ولي فرقي نميكند. هر كس را كه معرفي كنند، فراكسيون تصميم خودش را در مخالفت گرفته است.
سو تيتر روزنامههاي زنجيرهاي:
- باز هم قتلهاي زنجيرهاي!
- جناح راست متهم اصلي پروندهي قتل رؤساي سيا – موساد و آنتلي جنت سرويس!
- نمي شود يك نفر براي شش ميليارد نفر تصيميم بگيرد.
- مردم خودشان ميتوانند امام زمان خود را انتخاب كنند.
برخي از مؤمنين جانماز آبكش و مدعي:
گفته بودند ايشان بيايند چنين و چنان ميشود. آقا خون ريخته شده! آقا در جهان ظلم هست. اين چه اسلامي است كه اين همه كشت و كشتار دارد. كدام عدالت. جواب اين خونهايي كه از دو طرف ريخته ميشود را چه كسي مي دهد؟ الكي جوانهاي مردم را به خيابانها كشيدهاند و براي آنها حديث ميخوانند كه در اين راه اگر جهاد كنيد و كشته شويد، شهيد ميشويد! يعني چه الآن ظهور شده و قيام است و شايد برپايي حكومت و عدالت چند دهه به طول بيانجامد... اصلا ما با اين حرفها كاري نداريم. اين كه نشد اسلام. - خدا ميداند. ما ميرويم در گوشهاي به عبادت خداوند ميپردازيم و منتظر قيامت مينشينيم. همان بهتر كه ما هيچ نگوييم و به عبادت و تلاوت قرآن و دعاي كميل و زيارت عاشورا كه خيلي هم ثواب دارد و كاسبي خود مشغول باشيم. ما اين ظهور را نخواستيم و إن شاءالله زيارت كربلا و عمرهي مفرده ما را بس.


منبع: فتووبلاگ شهرام (http://shahram011.blogfa.com/post-1.aspx)






محسن کدیور: درباره مرگ مایکل جکسون قرائتهای مختلفی وجود دارد.
غلامحسین کرباسچی: حتی اگر لازم باشد حاضرم کفشهای مایکل جکسون را هم واکس بزنم.
مسیح مهاجری: در مشروطه هم خوانندههای پاپ را منزوی کرده بودند!
زهرا رهنورد: چون جکسون داماد ایالت میسیسیپی بوده، پس ایرانیهای مقیم آن قبرستان به موسوی رای دادهاند.
همسر یکی از رجال سیاسی: اگر مشخص شود که مایکل جکسون، سخت جان داده است مردم باید به نشانه اعتراض به خیابانها بریزند.
ابطحی: چرا مرا گرفتهاید، بروید خاتمی را بگیرید!
باهنر: بهترین راه برای پایان دعوا بر سر ارث و میراث مایکل جکسون، تمکین در برابر قانون است.
نتانیاهو: از کسانی که در مجلس ختم جکسون، سطل آشغال آتش بزنند و اموال عمومی را غارت کنند، حمایت میکنیم.
علی مطهری: حضور یک فرد اصلاحطلب در زیر تابوت مایکل جکسون لازم بود.
قالیباف: خسارتهای وارده از مرگ جکسون به شهر تهران را دولت باید پرداخت کند!!
محسن رضایی: به دلیل شرایط ویژه کنونی از شرکت در مراسم ختم جکسون انصراف میدهم
توي يكي از روستا هاي سنندج زند گي مي كند وراننده ي يك تراكتور كشاورزي است.هرجا لازم باشد مي رود سر زمين وبا تراكتور كار مي كند ويك لقمه نا ن حلال براي زن وبچه اش در مي آورد.وضع زندگي اش طوري است كه بايد از صبح تا غروب كاركند.
زمان انتخابات(رياست جمهوري دوره ي نهم)يكي از اهالي روستا گفته بود فلاني صبح فردا بيا سرزمين من وشروع به كار كن كارهاي زمينم عقب افتاده.
اوهم صبح زود راه افتاد ورفت سرزمين.تا ظهر بكوب كار كرد بعد صاحب زمين زير سايه ي درخت سفره ي ناهار مختصري پهن كرد كه راننده ي تراكتور غذايش را بخورد وبعد به كار ادامه دهد.راننده ي تراكتور از پشت فرمان پايين پريد و گفت:((دست شما درد نكنه.زحمت نكش عجله دارم بايد برم.)) صاحب كار كه جا خورده بود با تعجب پرسيد:بري؟
_خب آره مگه بهت نگفته بودم؟
_ نه چي را بايد مي گفتي؟
_ اين كه اين چند روزبراي تبليغ انتخابات تا ظهر بيشتر كار نمي كنم، الان ديگه همه ي آبادي اين موضوع را مي دانند
صاحب كار كه از حرف هاي راننده گيج شده بود ،بالحن محكم تري پرسيد انتخابات؟ راننده ي تراكتور با همان لحجه ي شيرين كردي گفت:((هان كاك...))
صاحب كار كه هنوز چيزي دستگيرش نشده بود گفت:آخر تو را چه به انتخابات؟
_راننده ي تراكتور گفت:ميرم ستاد احمدي نژاد ازشان عكس وپوستر مي گيرم مي چسبانمشان به در و ديوار.
صاحب كار كه خنده اش گرفته بود وهم به خاطر نصفه ماندن كارش داشت عصباني مي شد با تحكم و تمسخر گفت:مرد حسابي سر ظهري شوخيت گرفته ؟ كار تو با تراكتور است نه با رئيس جمهور .اصلا بشم بگو ببينم چي شده كه اين فكر به كلت افتاده هان؟
_ مي خوام يكي مثل خودمان انتخاب بشه ، خيلي با صفا ست كا ك... اگه ميشناختيش اين جوري نمي گفتي!
چنان حرف ميزني كه هر كي ندانه فكر ميكنه داداشته ،اصلا ديديش؟
آره كا ك... چند وقت پيش، يك بار ديدمش مثل بعضي از مسئولا نبود جان كاك....عين خودمان بو كارم را زود راه انداخت.دستم را دراز كردم باهام دست داد صورتش را بوسيد م ، اوهم صورت مرا بوسيد بش گفتم:خيلي نوكرتم، او گفت مابيشتر.....
راننده ي تراكتور به اينجا كه رسيد بغض گلويش را گرفت.چند لحظه ساكت ماند تا راه گلويش براي حرف زدن باز شد،بعد گفت:(( نمي داني كاك.... آتشم زد))
صاحب كار سرش را پايين انداخت و رفت توي فكر وقتي سرش را بلند كرد اخم وتحكم جايش را به لبخند داده بود.گفت:(( پس اقلا يك لقمه بخور ضعف نكني.))
وقبل از اين كه جوابي بشنود يك لقمه غذا آماده كرد وداد دست راننده وگفت:(( فقط صبح زودتر بيا))
منبع :http://hezbolah-bajastan.blogfa.com/
جهان نیوز - رئیس جمهوری اسلامی ایران هم چنان و با گذشت نزدیک به چهارسال از ریاست خود بر قوه مجریه از حقوق اداری استفاده نکرده و همچنان به دریافتی خود از دانشگاه به عنوان استاد دانشگاه قناعت می کند.
هر چند خبر عدم دریافت حقوق توسط رئیس جمهور از مدت ها پیش بر سر زبان ها افتاده و رسانه ای شده بود و حتی استفاده نکردن رئیس جمهور از حق ماموریت های خود نیز در همان زمان بسیار مورد توجه قرار گرفت اما این بار خبرنگار جهان به منبع درآمدی ناگفته ومخفی برای رئیس جمهور دسترسی پیدا کرد که تاکنون خبری از آن منتشر نشده است.
دکتر احمدی نژاد که پس از ریاست جمهوری به دلیل کم شدن حضورش در دانشگاه با کاهش دریافتی خود مواجه شده است و از طرفی با توجه به بالا رفتن مهمان ها و دیدار کنندگان با وی، رئیس قوه مجریه از مدت ها پیش اقدام به دریافت وام های با اقساط پایین نموده و گذران زندگی خود را که با مشکل مواجه شده از طریق وام های قرض الحسنه به انجام می رساند.
این گزارش حاکی از آنست که تغییر مکان زندگی رئیس جمهور نیز که در خانه های سازمانی دولتی سکنی گزیده از دیگر نشانه های ساده زیستی رئیس جمهور در وضعیتی پایین تر از خط فقر است. چرا که خانه وی از داشتن معمولی ترین امکانات مانند مبل و دیگر وسایل محروم بوده و چینش موکت ها و وسایل زوار در رفته به حدی چشم را آزار می دهد که در سفری که سید حسن نصرالله به ایران داشته و به عنوان مهمان وارد خانه دکتراحمدی نژاد شده بود، دبیر کل حزب الله لبنان از چنین زندگی ساده و بی آلایشی به شدت اظهار تعجب و شگفتی کرده بود.
خداوند بينهايت است و لامكان و بي زمان
اما :
به قدر فهم تو كوچك ميشود
به قدر نياز تو فرود ميآيد،
به قدر آرزوي تو گسترده ميشود،
به قدر ايمان تو كارگشا ميشود،
به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك ميشود،
به قدر دل اميدواران گرم ميشود...
پــدر ميشود يتيمان را و مادر.
برادر ميشود محتاجان برادري را.
همسر ميشود بي همسر ماندگان را.
طفل ميشود عقيمان را.
اميد ميشود نااميدان را.
راه ميشود گمگشتگان را.
نور ميشود در تاريكي ماندگان را.
خداوند همه چيز ميشود همه كس را.
به شرط اعتقاد؛
شرط پاكي دل؛
به شرط طهارت روح؛
چنين كنيد تا ببينيد كه: خداوند، چگونه بر سفرهي شما، با كاسه يي خوراك و تكهاي نان مينشيند
بر بند تاب، با كودكانتان تاب ميخورد، و در دكان شما كفههاي ترازويتان را ميزان ميكند
و "در كوچههاي خلوت شب با شما آواز ميخواند"...
مگر از زندگي چه ميخواهيد ؟!
ادامه داستان در ادامه مطلب
عصرايران - ارگان رسانه اي حزب الله ، انصار نيوز ، از انتشار كتابي جديد درباره زندگي شخصي احمدي نژاد خبر داد و با "منحصر به فرد" خواندن اين كتاب كه فرزند ملت نام دارد ، فرازهايي از آن را منتشر كرد.
پیشنهاد می کنم که این مطلب رو حتما حتما بخونید خیلی چیزا دستگیرتون میشه:
براى نماز عيد فطر رفته بودم مصلا. آن روز هوا ابرى و بارانى بود.
در حين صحبتهاى آقا (مدظله العالى)، باران شديدى گرفت.
با اين كه كارت ويژه داشتم تا در جايگاه مسؤولين بنشينم، از آن استفاده نكرده، همراه مردم عادى بودم.
با گرفتن باران و به محض تمام شدن صحبتهاى آقا، هر كس دنبال سرپناهى بود تا كمتر خيس شود.
توى آن شلوغى و بدو بدو، همراهِ مردم به هر سمتى كشيده مىشدم.
يك دفعه يكى از پشت زد روى شانه ام. برگشتم. ديدم دكتر با دو پسرش هستند.
رفتيم نشستيم يك گوشه كه موكت پهن بود تا باران بند بيايد.
پسر دكتر كفشهايش را درآورد بگذارد روى هم. ديدم كف كفشش سوراخ است. نگاهم سُر خورد به پايش. جورابش هم خيس خالى شده بود .
تا دكتر ديد من متوجه پارگى كف كفش پسرش شدهام، سريع كفش را برگرداند.
دكتر آن موقع شهردار تهران بود.
بقیه ما جرا در ادامه مطلب
مرا میشناسی.
من یک روستاییام.
یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران....